اخبار برگزیده

سر آغاز

به نام حضرت  پروردگار

   سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که انسان خاکی نهاد را از حضیض جهل به اوج عزت و عظمت برکشید و چراغ عشق و دانش را فرا روی مهرپیشه گان و فرهیختگان اندیشمند قرار داد  . و اما بعد ...

   ... آمده ام تا نجوای ادب را فریاد باشم .

     فریادی که از دشت جنون آمیز سینه برخاسته و سال هاست با بغضی گلوگیر دست و پنجه نرم می کند . آمده ام تا سکوت را بشکنم و زمزمه های شبانه  را که قرار  و خواب از من ربوده اند –  اگر می توانم – فریاد بزنم .

   با آنکه از بهار جوانی ام چندان باقی نمانده است ، نمی دانم چرا احساس پاک عشق ورزی ، آن هم عشقی دیرین رهایم نمی کند . می خواهم دردم را فریاد بزنم ، بغضم را بشکنم و بر روزهای از دست رفته سخت بگریم . می خواهم خاطرات پر احساس سال های عشق را فراموش کنم اما ... به قول شهریار :

                         با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من           خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

   اینک این منم و یک سبد خاطرات به زردی گراییده . منم و فریادی در سینه مانده . منم و حسرت جوانی پشت سر مانده . منم و یک دفتر دل نوشته های پر احساس ، که آمده ام با عشقی سرشار از صمیمیت ، همه آن ها را تقدیم کنم .

   آمده ام تا نجوای ادب را فریاد باشم ...  .              


سر آغاز

سر آغاز

سر آغاز

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها